مطالعه ارتباط مهارت های مدیریتی و اهرم مالی با بازده حقوق صاحبان سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-4)بازده حقوق صاحبان سهام:

اندازه کارایی یک شرکت ،درخلق سود خالص برای سهامداران رابررسی می کند. در واقع این نسبت اظهار می نماید که بنگاه اقتصادی به ازاء هریک واحد سرمایه گذاری سهامداران ،به چه اندازه سودخالص برای آنها کسب می کند. براین اساس ارتباط محاسباتی متغیر فوق، به صورت نسبت سودخالص پس از کسر مالیات به حقوق صاحبان سهام می باشد(پینوو[1]،2011).

لازم به تبیین می باشد که دراین ارتباط بازده ی محاسبه شده مربوط به تمام منابع متعلق به سهامداران می باشد.پس بازده حقوق صاحبان سهام علاوه بر سرمایه شرکت ،منابع حاصل از سودهای تقسیم نشده (سود انباشته )وسایر اندوخته هانیز می باشد.

دربین معیارهای عملکرد حسابداری،بازده حقوق صاحبان سهام از پرطرفدارترین وپرکاربردترین معیارهای عملکرد حسابداری می باشد.بعضی محققان امکان تفکیک بازده حقوق صاحبان سهام به نسبت های سود آوری،گردش دارایی ها واهرم مالی به واسطه تحلیل دوپونت را علت های شهرت این معیار دربین تحلیلگران،مدیران مالی وسهامداران برشمردند.سودحسابداری باتوجه به روشهای گوناگون حسابداری وهمچنین برآوردهای حسابداری تحت تاثیر قرار می گیرد.به تعبیری مدیریت می تواند باتوجه به اهداف شرکت،سود حسابداری ودر نتیجه نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE ) راتغییردهد.

2-2-4-1)معایب بازده حقوق صاحبان سهام:

با وجود طرفداری گسترده از معیار بازده حقوق صاحبان سهام، به کارگیری این معیار با کاستیهایی بدین تبیین همراه می باشد:

1- با در نظر داشتن توانایی مدیـریت در به‌کارگیری روشهای مختلف حسابداری، مدیریت مـی‌تواند به شکل قانونـی و در چارچوب اصول پذیرفته‌شده حسابداری سود شـرکت را دستخـوش تغییـر و هم‌راستـا با تمایلات شخصـی خود سازد. نظـر به اینـکه سـود یکـی از عـوامـل اصلـی در محاسبه بازده حقوق صاحبـان سهـام اسـت، ایـراد وارده بـه نسبـت یـادشـده نیـز تسری مـی‌یـابـد.

2- در محاسبه این نسبت، هزینه حقــوق مالکانه نادیده گرفته می گردد، حال آنکه این منبع گرانترین منبــع تامین مالـی می باشد (دی ویت،دوتویت[2]2007).

3- مدیران قادرند بدون هیچ‌گونه بهبود در عملکرد شرکت و تنها از راه تجدید ساختار سرمایه شرکت و از طریق جایگزین کردن حقوق صاحبان سهام با بدهی، این نسبت را فزونی بخشند.

4- بهره گیری از بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان معیار عملکرد تمایل مدیران را به پذیرش پروژه‌های نامناسبی که از محل بدهی تامین مالی شده و نیز رد پروژه‌های مناسبی که از محل حقوق صاحبان سهام تامین مالی می شوند، افزایش می‌دهد (کنگ وهمکاران[3]،2002).

5- حتـی در صورت بهبــود نیافتن کارایی داراییـها، تحت شرایط تورمی بازده حقوق صاحبان سهام افـزایش می‌یابد (دی ویت ،دوتویت, 2007).

6- این نسبت معیاری با توجه کوتاه‌مدت می باشد، لذا تمرکز زیاد بر دوره جاری ممکن می باشد آن را از در نظر داشتن فرصتهای رشد درازمدت باز دارد.

[1].Pinewo.

[2].De wet &Dutoit

[3].Kang et al

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش

  • آیا بین مهارتهای مدیریتی و بازده حقوق صاحبان سهام ، ارتباط معنی داری هست؟
  • آیا بین اهرم مالی وبازده حقوق صاحبان سهام ، ارتباط معنی داری هست؟

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

برای پاسخ به این دوسوال،ازسطح تحصیلات وتوانایی مدیر،به عنوان “شاخص های مهارت های مدیریتی” واز نسبت بدهی کل به دارایی کل واز نسبت بدهی بلند مدت به دارایی کل ،به عنوان “شاخص اهرم مالی”بهره گیری شده می باشد.

مطالعه ارتباط مهارتهای مدیریتی واهرم مالی با بازده حقوق صاحبان سهام در شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران

پایان نامه - تز - رشته حسابداری