مطالعه ارتباط مهارت های مدیریتی و اهرم مالی با بازده حقوق صاحبان سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-2)ساختار سرمایه

ازجمله مسائل وموضوعاتی که شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران با آن متوجه هستند؛ساختار سرمایه می باشد.اینکه چه حجمی از ساختار سرمایه بدهی باشدوچه حجمی از آن را حقوق صاحبان سهام تشکیل دهد،تا درنهایت به عنوان (ساختار سرمایه بهینه) موجب حداقل کردن (هزینه تامین مالی)یا (هزینه سرمایه) وبه تبع آن افزایش ارزش بازار سهام شرکتها گردد؛از دیرباز به عنوان یک مسئله عمده ومهم مطرح بوده می باشد.محیطی که شرکتها در آن فعالیت می کنند محیطی بسیار رقابتی لست.پژوهش در زمینه ساختار سرمایه نشان داده می باشد ساختار بهینه سرمایه می تواند توان رقابتی شرکت را در بازار افزایش دهد.همچنین افزایش توان رقابتی موجب ورود جریانات نقدی عملیاتی به داخل واحد تجاری شده و در نتیجه نیاز به استقراض کاهش یافته واز این رو ساختار سرمایه شرکت نیز بهبود می یابد.(اسمیت[1] وهمکاران ،2008).

ساختار سرمایه ترکیبی از بدهی های کوتاه مدت ،بدهی های بلند مدت  وحقوق صاحبان سهام می باشدکه به وسیله آن دارایی های شرکت تامین مالی شده می باشد.به بیانی دیگر به ترکیب بدهی ها وحقوق صاحبان سهام ،ساختارسرمایه گفته می شودکه شامل اقلام چپ ترازنامه می باشد(جهانخانی،1374).

کوپر[2] ساختارسرمایه را نسبت اوراق بهاداربلندمدت قدیمی تر(دارای رتبه بیشتر)به جمع سرمایه گذاری های مرتبط تعریف می کند.

بلکویی[3] ساختارسرمایه را ادعای کلی بر داراییهای شرکت معرفی می کند.او ساختار سرمایه را شامل اوراق بهادارمنتشر شده عمومی،سرمایه گذاری خصوصی،بدهی بانکی،بدهی تجاری،قراردادهای اجاره ،بدهی های مالیات ،بدهیهای حقوق باز نشستگی،پاداش معوق برای مدیریت وکارکنان ،سرده های حسن انجام کار،تضمین های کالاودیگر بدهی های احتمالی می داند.

2-2-2-1)تئوری ساختارسرمایه

به گونه کلی در ارتباط با ساختارسرمایه تاکنون دیدگاه های زیر ارائه شده می باشد :

1.دیدگاه درآمد خالص

2.دیدگاه درآمد خالص عملیاتی

3.دیدگاه سنتی

4.دیدگاه مودیلیانی ومیلر

5.تئوری ترجیحی

6.تئوری توازی ایستا(مصالحه).

2-2-2-1-1)نظریه درآمد خالص

طبق این نظریه که توسط «دیوید دوراند» یشنهاد شده می باشد تصمیمات ساختارسرمایه با ارزش شرکت ارتباط دارد ونیزتغییر در ساختارسرمایه (اهرم مالی)منجر به تغییر در هزینه سرمایه کل وارزش کل شرکت خواهدشد.پس یک افزایش در درجه اهرم مالی باعث کاهش میانگین وزنی هزینه سرمایه کل ویک افزایش در ارزش کل شرکت  وقیمت بازارسهام عادی می گردد وبالعکس؛کاهش در اهرم مالی باعث کاهش میانگین موزون هزینه سرمایه کل وکاهش ارزش کل شرکت وهمچنین قیمت بازارسهام عادی خواهدشد(نصرالهی،1381).

2-2-2-1-2)نظریه درآمد خالص عملیاتی

تئوری دیگر ساختارسرمایه  که توسط «دیوید دوراند» پیشنهاد شده می باشد،تئوری درآمد خالص عملیاتی می باشد.براساس این نظریه درجه اهرم مالی در تصمیمات ساختارسرمایه شرکت تاثیری نداردوبنابراین هرگونه تغییری در اهرم اثری درارزش شرکت وقیمت بازار سهام نداردوعلاوه بر ان هزینه سرمایه شرکت مستقل ازاهرم می باشد وارزش کلی شرکت تحت تاثیر ساختارسرمایه نیست.هزینه حقوق صاحبان سهام با افزایش درجه اهرم افزایش می یابد وافزایش در اهرم افزایش درریسک مالی سهامداران ودرنتیجه موجب افزایش بازده سهامداران خواهدشد(همان منبع). طبق این نظریه ارزش شرکت از ساختارسرمایه شرکت تاثیر نمی ذیرد وفرقی نداردکه چه درجه اهرم مالی را داریم زیرا ارزش شرکت وقیمت بازارسهام یا تغییرات اهرم تغییر نمیکند.طبق این نظریه هیچ ساختار مطلوب سرمایه ای وجودندارد.

2-2-2-1-3)نظریه سنتی

نظریه سنتی ساختارسرمایه که به وسیله «وانهورن» ارائه گردیده می باشد مبتنی براین اصل می باشد که ساختارسرمایه بهینه وجود داردو می توان با به کارگیری اهرم مالی مناسب ،ارزش شرکت را حداکثر نمود. به عبارت دیگراین نظریه می گوید که شرکت درابتدا می تواند با افزایش اندازه بدهی ،هزینه سرمایه خود را کاهش دهد،اما با افزایش اندازه بدهی در ساختارسرمایه ،سرمایه گذاران هزینه سهام عادی را افزایش می دهند.این افزایش از طریق مزیت های بدست آمده ازاستفاده بدهی ارزانتر جبران می گردد.به همین نحو در حالی که اهرم بیشتری به کار گرفته می گردد،سرمایه گذاران هزیته سهام عادی را افزایش می دهند تا جایی که این افزایش دیگر به گونه کامل ازطریق مزیت های حاصل از بدهی ازانتر خنثی وجبران نمی گردد.لذا این نقطه که اوج بهره گیری از بدهی وبرخورداری شرکت از حدکثر منافع حاصل از آن می باشد،به عنوان حد بهینه ومطلوب اهرم بدهی شرکت تالقی می شودودر واقع نقطه حداقل هزینه آن شرکت می باشد(مییرز[4]،1986).

2-2-2-1-4)دیدگاه مودیلیانی ومیلر

دیدگاه مودیلیانی ومیلر[5](1963)با انتقاد ازنظریه سنتی ثابت کردند که هزینه سرمایه شرکتها به درجه اهرم مالی بستگی  نداشته ودرتمامی سطوح ثابت می باشد.همچنین در شرایط خاص،ارزش یک شرکت بدون در نظر داشتن تامین مالی از طریق انتشار وام یا انتشار سهام یکسان می باشد .با در نظر داشتن تأثیر بازار نمی توان با تغییر ساختار سرمایه ،ارزش شرکت را بالا برد وبه عبارتی ارزش شرکت مستقل از درجه اهرم مالی وساختار سرمایه آن می باشد(تقوی،1367).

2-2-2-1-5)تئوری ترجیحی

بر اساس تئوری نسبتا قدیمی ترجیحی که بر روی عملکرد تامین مالی شرکتها تاکید دارد،شرکتها تامین مالی «داخلی »رابه تامین مالی« خارجی» ،ودر صورت انتشار اوراق بهادار ،اوراق بهادار متضمن «بدهی» را برسهام ترجیح می دهند.در این تئوری هیچگونه ترکیب بدهی سرمایه مشخصی وجود ندارد،زیرا دونوع سرمایه هست،داخلی وخارجی،که یکی در راس سلسله مراتی ترجیحی ودیگر در انتهای آن قرار دارد.نسبت بدهی نظاره شده هر شرکت ،مجموع نیاز شرکت به تامین مالی خارجی را منعکس می کند.

2-2-2-1-6)تئوری توازی ایستا (مصالحه )

نظریه ای که اخیرا در ارتباط با ساختار سرمایه مطرح گردیده ،تئوری توازی ایستا می باشد که بر اساس آن نسبت بدهی بهینه یک شرکت بر اساس توازی هزینه ها ومنافع استقراض تامین می گردد.به اظهار دیگر ،در چارچوب این نظریه ،شرکت کوشش می کند بین ارزش صرفه جویی های مالیاتی بهره و هزینه های مختلف ورشکستگی تعادل برقزازسازد(فرانک [6]وهمکاران،2003).

البته در زمینه اینکه صرفه جویی های مالیاتی چقدرارزش دارند واینکه کدامیک از هزینه ها ی مربوط به مسائل مالی اهمیت دارند،هنوز بحث هست.طبق این نظریه شرکت بایدآننقدر بدهی را باسهام وسهام را با بدهی تعویض وجایگزین سازدونسبت بدهی را طوری تنظیم نماید تا اینکه ارزش شرکت حداکثر گردد ،اساسأ در ارتباط با تئوری ایستا دو تفسیر (برداشت )وجود داردکه هردو آنها پیش بینی میکنند که شرکت ها دارای یک «ساختارسرمایه بهینه »می باشد.اولین برداشت برمبنای اصول بدیهی این می باشد که ساختارسرمایه شرکت ازطریق توازی ایستا بین منافع مالیاتی بدهی وهزینه های مورد انتظار آشفتگی مالی،اندازه گیری می گردد.بر اساس این برداشت ،یک شرکت زمانی به ترکیب بهینه ای از بدهی وسرمایه (حقوق صاحبان سهام) دست خواهد پیدا نمود که ارزش فعلی صرفه جویی نهایی مالیاتی ،با ارزش فعلی هزینه های آشفتگی مالی ،برابر باشد.

[1].Esmit

[2].Koper

[3].Belkoei

[4].Meyers

[5].Modilliani & Limer

[6].Frank

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش

  • آیا بین مهارتهای مدیریتی و بازده حقوق صاحبان سهام ، ارتباط معنی داری هست؟
  • آیا بین اهرم مالی وبازده حقوق صاحبان سهام ، ارتباط معنی داری هست؟
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

برای پاسخ به این دوسوال،ازسطح تحصیلات وتوانایی مدیر،به عنوان “شاخص های مهارت های مدیریتی” واز نسبت بدهی کل به دارایی کل واز نسبت بدهی بلند مدت به دارایی کل ،به عنوان “شاخص اهرم مالی”بهره گیری شده می باشد.

مطالعه ارتباط مهارتهای مدیریتی واهرم مالی با بازده حقوق صاحبان سهام در شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران

پایان نامه - تز - رشته حسابداری