مطالعه ارتباط مهارت های مدیریتی و اهرم مالی با بازده حقوق صاحبان سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2)مبانی نظری پژوهش

2-2-1)مهارت های مدیریتی وتئوری های مربوطه:

مدیران برای انجام وظایف ونقش های خود،قابلیت وظرفیت های ویژه ای دارند که بایستی از این ظرفیتها در انجام وایفای هرچه بهتر تأثیر های خوداستفاده کنند.مدیران در انجام وظایف خود دست به فعالیتهایی      می زنند که اساسأ نیازمند به پشتوانه ای قوی به نام مهارت می باشد.آنان برای اینکه بتوانند به تعهدات خود جامعه اقدام بپوشانند؛بایستی مجهز به مهارت های رهبری،مذاکره ،حل تضاد وسایر مهارت های خاص مدیریتی باشند.

2-2-1-1)تئوری رابرت کتز[1]:

دسته بندی رابرت کتز،یکی از معروف ترین دسته بندی ها در ادبیات مدیریت می باشد.او مهارت های لازم برای مدیران را به سه دسته ی مهارت های ادراکی،مهارت های انسانی ومهارت های فنی تقسیم بندی نمود.به نظر کتز،با حرکت به سطوح عالی سازمان بر اهمیت مهارت های ادراکی افزوده می گردد واز اهمیت مهارت های فنی کاسته می گردد(میتنزبرگ [2]وهمکاران،1996).

2-2-1-2)تئوری هنری میتنزبرگ:

میتنزبرگ مهارت های لازم برای مدیران را به 8دسته تقسیم بندی نمود:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مهارت های ارتباطی با همکاران: شامل برقراری ارتباط نزدیک واثریخش با همکاران،ایجاد شبکه های منسجم تعاملاتی برای کسب اطلاعات،برقراری روابط رسمی وغیر رسمی،مذاکره،مشورت ومهارت سیاسی.

مهارت های رهبری:توانایی برانگیختن رفتار کارکنان در جهتی دلخواه وتوانایی حل معضلات ناشی از اختیارات و وابستگی های شغلی.

مهارت های حل تعارض: مهارت ارتباطی شامل میانجی گری بین افراد و مهارت تصمیم گیری شامل اداره ناملایمات وفشارها.

مهارت های پردازش اطلاعات:ایجاد شبکه های غیر رسمی اطلاعات،شناسایی منابع اطلاعات واستخراج نیازهای اطلاعاتی از آن ها،معتبر سازی اطلاعات سیستم وایجاد مدل های فکری اثربخش.

مهارت های تصمیم گیری در شرایط مبهم : توانایی تصمیم گیری به موقع، شناخت به موقع شناخت جایگاه از جهات مختلف و برنامه ریزی برای آن ،توانایی ارزیابی عواقب سوء ناشی از تصمیم گیری وتوانایی اتنخاب بهترین گزینه.

مهارت تخصیص منابع: توانایی انتخاب ازمیان انواع تقاضاها برای مصرف منابع،توانایی تخصیص درست زمان کاری خود وتعیین فعالیت های کارکنان در قالب ساز وکارهای سازمانی.

مهارت های کار آفرینی: توانایی حل معضلات ونیز فرصت های محیطی وتوانایی انجام تغییرات وتحولات در سازمان .

مهارت خویشتن شناسی: توانایی شناخت درست وعمیق شغل،حساسیت نسبت به تاثیرشغل بر سازمان ویادگیری فردی ازطریق کشف استعدادهای درونی (میتنزبرگ،1996).

2-2-1-3)تئوری هلدیگل واسکولوم[3]:

از دیگر دسته بندی هایی که درمورد مهارت های مدیرت هست ،مربوط به دسته بندی هلدیگل واسلوکوم می باشد. این دو درکتابی تحت عنوان (مدیریت) که درسال 1996منتشر گردید مهارت های لازم برای مدیران را به 5 دسته تقسیم بندی کردند:

1.مهارت فنی :توانایی بهره گیری از تکنیک ها ،رویه ها وشیوه های خاص در زمینه های تخصصی.

2.مهارت ارتباط با دیگران :توانایی هدایت کردن ،ایجاد انگیزه ،مدیریت تعارض وکار بادیگران.

3.مهارت زمینه شناسی: توانایی در نظر گرفتن یک مسآله  ،یک مشکل ویا سازمان به عنوان یک کلیت همراه با اجزاءمرتبط با یکدیگر.

4.مهارت تفکر انتقادی:ملاحظات دقیق وموشکافانه بر عناصر واجزاء یک مسأله.تشخیص مهارت های مورد نیاز مدیران در هر سازمانی مستلزم شناخت   تأثیر هایی می باشد که مدیران آن سازمان اعمال می کنند(کتز وکاهن[4]،1995).

[1].Katz

 [2].Mitnezberg et all

[3].Holdigol & Skolom.

[4].Katz &Kahen.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش

  • آیا بین مهارتهای مدیریتی و بازده حقوق صاحبان سهام ، ارتباط معنی داری هست؟
  • آیا بین اهرم مالی وبازده حقوق صاحبان سهام ، ارتباط معنی داری هست؟

برای پاسخ به این دوسوال،ازسطح تحصیلات وتوانایی مدیر،به عنوان “شاخص های مهارت های مدیریتی” واز نسبت بدهی کل به دارایی کل واز نسبت بدهی بلند مدت به دارایی کل ،به عنوان “شاخص اهرم مالی”بهره گیری شده می باشد.

مطالعه ارتباط مهارتهای مدیریتی واهرم مالی با بازده حقوق صاحبان سهام در شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران

پایان نامه - تز - رشته حسابداری